♥♥♥

پدرش از او خواست امتحان کند

دمای آب خوب است یا نه،

فقط پنج سالش بود و از اینکه 

میتوانست کمک کند شعف زده بود،

به کنار دریا رفت و پاهایش را خیس کرد

گفت:پاهایم را در آب فرو بردم،سرد است.

پدرش او را در آغوش گرفت و با او به کنار دریا رفت

و بدون هیچ هشداری او را به درون آب پرتاب کرد.

ترسید،اما بعد احساس  لذت کرد

پدرش پرسید :آب چطور است؟

پاسخ داد:خوب است.

_ پس از حالا به بعد هر وقت خواستی

چیزی را بشناسی

خودت را به طرف آن پرتاب کن...

 

+بریدا - پائولو کوئیلو

/ 1 نظر / 12 بازدید