مثل شیشه...

هنوزم راه برگشتن به روز روشنو دارم
اگه از این شب تاریک یه جوری دست بر دارم
هنوزم ردپای من تو برفای زمستونه
شاید بازم امیدی هست که برگردم به اون خونه
کمک کن سایه ی وحشت جوونیمو قرق کرده
دلم میلرزه عشق تو همش این گوشه بق کرده
 توی تاریکی مطلق یه روزی راهو گم کردم
کمک کن با صدای تو به دنیای تو برگردم
یه راهی پیش روم واکن دوباره فکر آغازم
میخوام پیروز شم این بار به این دشمن نمی بازم
از این دوری،از این زندون،از این زنجیر بیزارم
چه کاری با خودم کردم
چرا سر در نمی یارم

/ 2 نظر / 8 بازدید

چقد غمگین ؟؟؟ [سوال]

آوا

واقعا این ترانه عالی بود ارزششو داشته که بذاریش تو قسمت درباره وبلاگ[دست]